النا کوچولوی مامان وباباالنا کوچولوی مامان وبابا، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 5 روز سن داره

ژیگولیا مثل من و مامان و بابا

النا وتاب سواری

1392/7/1 18:18
نویسنده : بیتا
235 بازدید
اشتراک گذاری

عزیز دل من نمیدونم چه جوری باید بهت بفهمونم که هر کسی یه حقی داره نمیدونم اصلا میفهمی حرف

مامان رو یا نه ....

ماجرای تاب سواری النا داستانی شده هر وقت میریم پارک با گریه ما رو میبره سمت تاب ....سوار میشه

ولی پیاده شدنش با خداست اصلا اگر ساعتها هم تاب سواری کنه خسته نمیشه هر چی میگم نینی های

دیگه هم باید سوار بشن انگار نه انگار واسه خودش تاب تاب  اباسی رو آهنگشو میزنه به روی خودش

هم نمیا ره که ١٠ تا بچه تو صف ایستادن ...

چند روز پیش از ترسم ظهر بردمش پارک که خلوت باشه حسابی تاب سوار شه نیم ساعت سوار شد چون

خیلی گرم بود با گریه وجیغ اومدیم خونه رفتم دنبال شروین که پسر همسایمونه گفتم بیاد پیشش از یادش

بره بگذریم از اینکه هر چی از اسباب بازیها رو اون بر میداشت به زور ازش میگرفت خلاصه اونم قهر کرد

رفت خونشون منم رفتم تاب خودشو وصل کردم سوارش کردم اول یه کم آهنگ خوند داشتم با داداشم

تلفنی حرف میزدم که دیدم النا رو تاب خوابش برده خیلی صحنه دیدنی بود از فرصت استفاده کردم چندتا

عکس یادگاری ازش گرفتم خلاصه که داستانی شده تاب سواری النا جوجو

النا وشروین قبل از دعوا وقهر

اینم دخملی که از شیطونی زیاد از حال رفت

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مرجان
15 مهر 92 13:30
بیتا جون من عاشق دخملتم هر دفعه که میام عکساشو میبینم کلی قربون صدقش میرم ایشالا همیشه سلامت باشه ببوسش یه بوس ابدار
مرجان
16 مهر 92 17:10
مرسی بیتا جون بهم سرزدی به خدا شرمنده اومدم نظرتو تایید کنم حذفش کردم اشتباهی خیلی خوشحالم که بهم سر زدی